اول تو را نوشت و شیطان درست شددوم تو را سرشت و حیوان درست شدتلفیقی از الاغ و سگ و خوک و خرمگسبوزینه ای به هیکل انسان درست شددنيا بهشت بود , بهشت بود، بهشتاز راه آمدی و بیابان درست شدشکر خدا که هم وطنِ قاتل توایماصلا ز خاکِ بغض تو ایران درست شداز عمقِ پارگیّ تو بر آن رسيده ايم ...کِی وَ چگونه چاقوی زنجان درست شد
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان ۱۴۰۱ساعت 17:6  توسط سعید تاجیک
|
منم و اين دلِ عاشق شده امدلِ نالايقِ لايق شده امباز لبريزِ حقايق شده اممستِ پيغمبر و صادق شده امسر سپُرده ي رييسِ مكتبمكُشته مُرده ي رييسِ مذهبمسربُلندم در پناهِ مصطفيزنده ام با صادقِ آلِ عباخانه زادم خانه زادِ كربلااعتباري دارم از امام رضادر شناسنامه ام امضايِ عليستبندِ قلبم دستِ زهرايِ عليستمصطفي آمد كه دلبري كندبر پيمبَران پيمبَري كندآمده دنيا كه سَروري كندهمه را يك تَنه حيدري كندآمده سوره ي كوثر آورَدبر تمامِ خَلق ، مادر آورَدجلوه ي جمالِ حق ، جمالِ اومظهرِ كمالِ حق ، كمالِ اوشوكتِ جلالِ حق ، جلالِ اوحَجَرُالأسودِ كعبه ، خالِ اومعنيِ صفاتِ حق ، صفاتِ اوذاتِ حق ، پنهان شده در ذاتِ اوقافله سالارِ دين ، صادقِ اورونقِ بازارِ دين ، صادقِ اومخزنُ الاسرارِ دين ، صادقِ اوناشرِ آثارِ دين ، صادقِ اوناخدايِ كِشتيِ دين ، صادق استافتخارِ آلِ ياسين ، صادق استصادقَش دين را علمداري نمودمكتبِ اسلام را ياري نمودروحِ تازه اي به دين ، جاري نموديادِ كربلا ! عزاداري نمودجان سپُرد از كينه هايِ حيدريشد نصيبَش روضه هايِ مادري !
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر ۱۴۰۱ساعت 14:42  توسط سعید تاجیک
|
این قوم، مرامش علوی بوده همیشهاز بسکه علی گفته، قوی بوده همیشهترک و لر و کرد و عرب و شیعه و سنّی ...در دین محمّد، اخوی بوده همیشهبا مغزِ جوان؛ دشمنیاش دستِ خودش نیستضحّاک، پیِ مغزجَوی بوده همیشه!دعوا سر بنزین و حجاب و آب و نان نیستدعوا سرِ ایرانِ قوی بوده همیشه"ما زنده به آنیم که آرام نگیریم"این قصّه اگر می شِنَوی؛ بوده همیشه
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر ۱۴۰۱ساعت 14:44  توسط سعید تاجیک
|